پارس ادب

بررسی درس های دستورزبان فارسی در کتاب زبان فارسی 2

 

به نام خداوند جان و خرد

 

 

                 بررسی درس‌های دستورِزبانِ فارسی در کتاب زبانِ فارسی 2

 

                                                                                          مهدی سلحشور

 

سخن آغازین:

مولفان با چنان دقت و تبحری کتاب زبان فارسی دوم دبیرستان را تالیف کرده‌اند که کمتر می‌توان بر آن خرده‌ای گرفت. با این‌روی از نظر نگارنده، نکته‌هایی از این کتاب جای بازنگری و تعمّق بیشتری دارد که در این نقدِ مختصر به آن نکته‌ها پرداخته می‌شود. روش کار چنین است که در آغاز عین جمله یا عبارت کتاب می‌آید و به دنبال آن نقدی کوتاه بر عبارت مورد نظر افزوده می‌گردد. ( شماره‌ی صفحات برپایه‌ی زبان فارسی 2 چاپ 1388 می‌باشد.)

                                                                                                

درس دوازدهم، ص 66

«کوچک‌ترین واحد معنادار یا معنی‌ساز زبان را تکواژ می‌گویند. که گاه کاربرد مستقل دارد. . . و گاه ندارد. . .

وند تکواژی است معنی ساز که معنا و کاربرد مستقل ندارد و تنها در ساختمان برخی از واژه‌ها یا فعل‌های پیشوندی به کار می رود.»

 

بهتر می‌بود در بند نخست، هنگام معرفی تکواژ‌های آزاد و وابسته گفته می‌شد که «گاه کاربرد و معنای مستقل دارد . . . و گاه کاربرد و معنای مستقل ندارد.»

همچنین در بند دوم گفته شده « وند . . . تنها در ساختمان برخی از واژه‌ها یا فعل های پیشوندی به کار می‌رود.» در حالی که وندِ تصریفیِ شناسه ، جزءِ جدایی‌ناپذیر همه‌ی فعل‌های پیشوندی، ساده و مرکب است؛ یعنی هر فعل همواره دستِ‌کم یک وندِ تصریفی(شناسه) همراه خود دارد. این عبارت بهتر است این گونه ویرایش شود:

«تکواژ اشتقاقی تنها در ساختمان برخی از واژه‌ها یا فعل‌های پیشوندی به کار می‌رود.»

و نکته‌ی دیگر این که جمله‌ی نخستِ عبارت بالا «کوچک‌ترین . . . می‌گویند. که گاه کاربرد مستقل دارد...» چون جمله‌ای مرکب است نیازی به نقطه، پیش از پیوند وابسته‌ساز «که» نیست.

و دیگر این که بر ما آشکار نیست که چرا باید واژه «معنا » در یک جمله با دو املا نوشته شود. هرچند دو شکل املایی درست است اما بهتر بود که یکسان نوشته می‌شدند. 

 

 

درس هیجدهم ، ص 109

« اضافه‌ی غیرتعلّقی: اضافه‌هایی که یکی از دو قاعده‌ی بالا درباره‌ی آن‌ها صدق نکند، غیرتعلّقی‌اند.»

این جمله ابهام و کژتابی دارد چرا که از آن دو برداشت متفاوت می‌شود:

الف: اگر یکی از دو قاعده‌ی بالا درباره‌ی آن صدق کند و یکی صدق نکند اضافه‌ی غیرتعلّقی است.

ب: اگر هیچ یک از دو قاعده‌ی بالا درباره‌ی آن صدق نکند اضافه‌ی غیرتعلّقی است.

بدین‌روی برای این که جمله بالا از ابهام و کژتابی دور شود باید به جای واژه‌ی «یکی» واژه‌ی «هیچ‌یک» یا «هیچ‌کدام» را به کار برد.

 

 

درس هیجدهم، ص111

خودآزمایی 1

« در متن زیر ترکیب‌های وصفی اضافی را پیدا کنید.

دیوانه‌ای به نیشابور می‌رفت. . . این اسب‌ها از کیست. . . دیوانه دستاری بر سرداشت کهنه و پاره پاره. . . »

                                                                               

در این درس هیچ اشاره‌ای به ترکیب وصفی نشده است تنها در درس هیجدهم زبان فارسی پایه‌ی اول به ترکیب وصفی اشاره شده است که آن هم تنها به ترکیب‌های وصفی می‌پردازد که صفتشان صفت بیانی باشد. در کل کتاب‌های زبان فارسی و ادبیات دبیرستان راه شناخت ترکیب وصفی، این قاعده است:

 اسم+ -ِ + صفت

در حالی‌که(صفت‌های یشین+ اسم) نیز ترکیب وصفی هستند. مانند:این اسب

که کتاب به آن‌ها اشاره‌ای ندارد. هم‌چنین هیچ اشاره‌ای نشده است که صفت‌های معطوف به صفت دیگر، مجموعاً با موصوفشان یک ترکیب هستند یا دو ترکیب وصفی. مانند: دیوانه‌ای دستاری بر سر داشت کهنه و پاره پاره.

پرسش این جاست که آیا باید (دستار کهنه و پاره پاره ) را یک ترکیب وصفی به شمار آوریم یا دو ترکیب وصفی؟

به نظر می‌رسد که دو ترکیب وصفی درست‌تر باشد چرا که «و» پیوند همپایه‌ساز است و هنگامی‌که میان دو واژه یا گروه بیاید آن‌ها را همپایه می‌سازد و واژه یا گروه دوم، نقشِ تبعی به تبع نقش یا گروه اول می‌پذیرد. به هر روی اشاره نکردن کتاب موجب ناهماهنگی میان دبیران می‌شود.

 

درس بیستم ، ص125

خودآزمایی

« 1) در نوشته‌ی زیر ضمیرها و مرجع هر یک را پیدا کنید.

نام این روزنامه به اندازه‌ای بر سر زبان‌ها بود . . . همه او را آقای "نسیم شمال" صدا می‌کردند.»

بی‌آنکه در این درس یا درس‌های پیشین اشاره‌ای به ضمیر مبهم شود در این تمرین و هم‌چنین تمرین 3 صفحه‌ی 160 چند ضمیر مبهم گنجانده شده است.( مانند ضمیر مبهمِ همه در خودآزمایی بالا)

 

درس بیست و چهارم، ص153

خودآزمایی

« 1) در عبارت‌های زیر ساخت واژه‌های صرفی و اشتقاقی را معیّن کنید.

□ در هر کجا که بشر را دوست داشته باشند ، فرهنگ را دوست خواهند داشت.»

در کتاب فقط به تکواژهای تصریفی« ها، ان، می،بـ ، نـ ، تر و  ی نکره) اشاره شده است. در حالی که در این تمرین، شناسه‌ها نیز تکواژ تصریفی هستند و دبیر و دانش‌آموز سردرگم می‌مانند که در تمرین و امتحان آن‌ها را ذکر کنند یا نه؟

 

 

درس بیست و هفتم، ص167

«جمله‌های همپایه جمله‌های مستقلّی هستند که با پیوند همپایه‌ساز به هم مربوط شده‌اند و هیچ یک جزئی از جمله‌ی دیگر نیست.»

عبارت بالا عبارتی درست است اما کامل نیست چرا که پیوندهای همپایه ساز می‌توانند میان دو جمله‌ی وابسته یا هسته هم بیایند و آن‌ها را همپایه کنند در آن صورت تنها زمانی می‌توانیم آن‌ها را مستقل بدانیم که جمله‌های هسته یا وابسته را در جمله‌ی دوم محذوف بدانیم.

مانند:

برادر شما می‌دانست که ما امتحان داریم و برای فوتبال نمیآییم.

      جمله ی هسته                      جمله ی وابسته               همپایه با جمله ی وابسته

 

 

اگر زمینلرزه بیاید ساختمانِ سست بنیاد فرومیریزد اما ساختمان اسکلتدار آسیب کمتری میبیند.  

      جمله ی وابسته                     جمله ی هسته                                         همپایه با جمله ی هسته                    

 

امید که مولفان گرامی روز به روز در کار خود موفق‌تر و پیروزمندتر از گذشته باشند.

  ‌

                                                                                 مهدی سلحشور

                                                                      دبیر ادبیات دبیرستان‌های شهرستان ایذه

                                                                 

نویسنده : مهدی سلحشور : ٥:٠٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم